تبليغاتX
هستی خوشکلک


هستی خوشکلک





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:
 

عشق

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست

بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن

گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست

رواز عجب عادت خوبیست ولی حیف

تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست

گفتی گه کمی فکر خودم باشم و ان وقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست

رفتی تو خدا پشت و پناهت٬به سلامت

بگذار بسوزد دل من٬مسئله ای نیست


نويسنده: کیهان مورخ: جمعه 14 فروردین1388 در ساعت: 10:12
      |+|

خواب
 

 

در خواب ناز بودم شبی          دیدم کسی در می زند

در را گشودم روی او          دیدم غم است در می زند

ای دوستان بی وفا          از غم بیاموزید وفا

غم با آن همه بیگانگی          هر شب به من سر می زند


نويسنده: کیهان مورخ: جمعه 14 فروردین1388 در ساعت: 9:46
      |+|

کنار ساحل
وقتی در کنار ساحل با سنگهای کوچک نوشتم عشق

 

ابر گفت چه قلب سنگی

 

ماه گفت چه قلب خاموشی

 

گل گفت چه قلب بی احساسی

 

موج گفت چه قلب سیاهی و خواست آنرا خراب کند اما نتوانست !

 

آنگاه بود که تو گفتی چه عشق استواری !

 

 

*********************************************************************

 

كاش قلبم درد پنهاني نداشت. چهره ام هرگز پريشاني نداشت

 كاش برگه هاي آخر تقويم عشق ، خبر از يك روز باراني نداشت

 كاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت

 كاش ميشد عشق را تفسير كرد. دست و پاي عشق را زنجير كرد

 كاش يا رب آشنايي ها نبود

 يا به دنبالش جدايي ها نبود . . .

 

*********************************************************************

 

اگه ديدي بغض كردي ، ولي دليل گريه كردن پيدا نمي كني ،

 

‌اگه دنبال جايي مي گشتي كه داد بزني. . .

بدون كه دل خدا برات تنگ شده ، ميخواد صداش كني . . . . . . .

 وقتی در کنار ساحل با سنگهای کوچک نوشتم عشق

 

ابر گفت چه قلب سنگی

 

ماه گفت چه قلب خاموشی

 

گل گفت چه قلب بی احساسی

 

موج گفت چه قلب سیاهی و خواست آنرا خراب کند اما نتوانست !

 

آنگاه بود که تو گفتی چه عشق استواری !

 

 

*********************************************************************

 

كاش قلبم درد پنهاني نداشت. چهره ام هرگز پريشاني نداشت

 كاش برگه هاي آخر تقويم عشق ، خبر از يك روز باراني نداشت

 كاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت

 كاش ميشد عشق را تفسير كرد. دست و پاي عشق را زنجير كرد

 كاش يا رب آشنايي ها نبود

 يا به دنبالش جدايي ها نبود . . .

 

*********************************************************************

 

اگه ديدي بغض كردي ، ولي دليل گريه كردن پيدا نمي كني ،

 

‌اگه دنبال جايي مي گشتي كه داد بزني. . .

بدون كه دل خدا برات تنگ شده ، ميخواد صداش كني . . . . . . .

 


نويسنده: کیهان مورخ: پنجشنبه 22 اسفند1387 در ساعت: 12:10
      |+|

بیوگرافی خواننده _ سوسن

 بیوگرافی خواننده _ سوسن

 magnify

سوسن زنی با شخصيت بود و هيچ وقت گذشته خود را فراموش نکرد و هميشه يار مستمندان بود. او در تأسيس چند پرورشگاه سهيم بود. او سرپرستی چندين کودک بی سرپرست را مادرانه بعهده گرفت. او با ديدن هر فقيری اختيارش را از دست می داد و توشه و مزد زحماتش را بين آنان تقسيم می نمود. او درد فقيری و نداری و بی کسی و زندگی پرورشگاهی را چشيده بود. سوسن نامش گل اندام طاهرخانی بود متولد ارديبهشت ماه ۱۳۲۱در قصر شيرين. نام پدرش ابراهيم نام مادرش بلقيس بود. بعد از از دست دادن پدرش در يک حادثه تصادف که خودش هم مجروح گشت به اتفاق مادرش به تهران آمد.
به اتفاق مادرش عازم شهر ری شد و به علت فقر مادرش در ماشين دودی آن زمان به آواز خوانی می پرداخت و دخترک بيچاره پول جمع می کرد. مردم به سوسن که دارای چشمان ريز و کم بينش دلسوزی می کردند بيشتر پول می دادند مادر او که در مديحه سرايی و ذکر علی علی و حسين حسين مهارت خاصی داشت، در اجتماعات آن محل جمع می شد آنان در کاروانسرايی در بازار شهر ری زندگی می کردند و مادرش بعلت بيماری وبا
با
زندگی وداع گفت. سوسن نزد زنی تنها که به او عمه می گفت در همسايگی آنان زنی بود که در کافه ها می خواند و بعضی وقتها سوسن را با خود به کافه می برد و کم کم او هم با شبی دو تومان شروع به کار کرد. بعد از گذشت چند ماه عمه ناتنی او از وضعيت سوسن مطلع شد و پس از درگيری کار آنان به کلانتری کشيد. آن روز سوسن ۱۲ سال بيشتر نداشت و با توضيح وضعيت و شرح حال خود از آن عمه ناتنی توسط پليس وقت جدا شد و به يک پرورشگاه در خيابان مولوی سپرده شد .
کم کم پا به عرصه خوانندگی و تقليد ترانه های دلکش و قمر و ملوک ضرابی پرداخت و با نام ويکتور در يک کافه با شبی پانزده تومان مشغول به کار شد و پس از چندی رشيد مردای آهنگساز کوچه بازار با او آشنا شد و او را به کافه ديگری برد و نام هنری سوسن را برای او انتخاب کرد. نا گفته نماند که چون سوسن سواد خواندن و نوشتن نداشت به کمک رشيد مردای و يار محمد تهرانی ترانه ها را حفظ می کرد. پس از سال ها توسط جميله رقصنده هنرمند به کافه های مجلل تر پايش باز شد و تا آنجا پيش رفت که توانست در شکوفه نو يکی از کاباره های مهم آن زمان تهران، جايی برای خود باز کند. آقا رضا سهيلای معروف که دارای چند کافه در لاله زار بود از او خواستگاری کرد ولی او جواب رد داد. با گذشت زمان پايش به راديو باز شد و سپس به مهمانی های بزرگان دعوت شد و همچنين توسط زنده ياد پوران وارد دربار شد و سوسن به خاطر قدردانی از جميله باعث شد که جميله هم بتواند به دربار رفت و آمد نمايد. در بيشترين مهمانی های تاج الملوک مادر محمدرضا شاه او به اتفاق ملوک ضرابی دعوت می شد. در يک مهمانی فرح همسر شاه گردنبندی را از گردن خود باز کرد و برای قدردانی به گردن سوسن انداخت. نا گفته نماند که هدايايی از مادر شاه هم گرفته بود که ارزش مادی زيادی داشت ولی در موقع فرار از ايران قاچاقچيان در ترکيه مقداری از آن را ربودند.سوسن پس از انقلاب توسط يک بازاری مرغدار و سوپر مارکت دار در شميران نگهداری می شد و پس از اعتراضات همسرش، آن مرد مجبور شد که از نگهداری سوسن صرفه نظر کند. بدين ترتيب سوسن مجبور شد پس از اقامت مدتی در گيشا و پس از آن به علت گرانی جا نزديک به چهار راه سيروس با محمد تهرانی رقاص و خواننده مهمانی های خصوصی که کارهای تئاتر روحوضی های قديم را اجرا می کرد هم خانه شود و پس از دستگيری در دو مهمانی و تحمل دو مرتبه ۷۴ ضربه شلاق، تعهد داد که ديگر خوانندگی نکند. پس از چند ماه به کمک شخصی از طريق کوه به ترکيه و سپس لندن و بعد به آمريکا مهاجرت کرد و در ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۳بر اثر ناراحتی تنفسی چشم از جهان فرو بست. روانش شاد


نويسنده: کیهان مورخ: سه شنبه 22 بهمن1387 در ساعت: 23:54
      |+|

من برگشتم...

 

 

                                                                 

                  من برگشتم ....

                         

سلام دوستاي گلم اين جمله هميشه منو عذاب

ميداد::::خيال ميكردم هر رفتني برگشتي داره:::::

به نظر من فقط يك خيال بود اما نه واقعيت داره

چرا منو عذاب ميداد؟؟؟ چون رفتتنش دست من نبود

اما رفتن و برگشتن من دست خودمه

من تنهاتون نمیزارم پس منو تنها نذارین

به کسایی که میان به این وب سر میزنن

میخام کامنهتای پست قبل رو بخونن و بعد

نظر بدن + تاریخ پست قبلیمو

                                         ** من برگشتم **

 


نويسنده: کیهان مورخ: سه شنبه 22 بهمن1387 در ساعت: 23:52
      |+|

چند شاهکار عکاسی از هنرمندان جهان

The image “http://www.free2upload.com/img008/gsw5yrw1uuqq1ovihs4t.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

 عباس کیارستمی: این عکس روی تپه هایی گرفته شده که برای فیلم “طعم گیلاس” بدانجا رفته بود، او توانست در سال 1997 جایزه نخل طلای کن را (به طور مشترک با فیلم ژاپنی «مارماهی»)  به خاطر این فیلم ببرد.

The image “http://www.free2upload.com/img008/ms9sjbgvboxyjbgzyp9.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

ارویت (Elliott Erwitt)، عکاسی ژورنالیست و تبلیغاتی که به خاطر عکسهای سیاه و سفیدش معروف شده است، او عکسهایی طعنه آمیز و غیر متعارف دارد. او  استاد عکسهای تردید برانگیز است.

 The image “http://www.free2upload.com/img008/glbk77xf4hon3tx1hfm.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

واتانابل (Watanabe) : مجموعه ای از نی.

The image “http://www.free2upload.com/img008/4tj1y699nzctiq35asx.jpg” cannot be displayed, because it contains errors. 

مسیر عبور!

ادامۀ عكسها را هم ببينيد! 


نويسنده: کیهان مورخ: شنبه 19 بهمن1387 در ساعت: 17:13
      |+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
سفارش قالب & بهترین قالبها & داریوش قالبساز